iranpack sanat bastebandi 185 korea label 3

برچسب های وارداتی! یادآور ظرفیتی دیگر در بازار لوازم اداری

حضور انواع لیبل های خارجی بدون چاپ و چاپدار در بازار ایران در کنار خواب سرمایه های سنگین صنعت لیبل کشور نشان از ضعف رهبری این صنعت دارد.

با وجود دو کارخانه بزرگ تولید کاغذ پشت چسبدار و دهها واحد چاپ و تبدیل برچسب در کشور، حضور ساده ترین اقلام برچسب خارجی در بازار ایران به چه معنی است?

رضا نورائی

 

وقتی مهر می آید با خودش خیلی چیزهای خاص می آورد. داغ شدن بازار لوازم تحریر هنگام بازگشایی مدارس و دانشگاه ها چیزی از بازار شب عید کم ندارد. یکی از بزرگترین فرصت های کسب و کار در ایران خریدهای مهرماه و قبل از آن است.

در میان انواع نوشت افزار و لوازم جانبی آن برچسب های برش خورده و آماده هم بازار نسبتا خوبی دارد.

امسال گوشه ای از بازار نوشت افزار به برچسب هایی شیک و با برشهایی دقیق و تمیز مزین شده بود. این برچسبها از بسته بندی خوبی برخوردار هستند و در توضیحات انگلیسی روی آنها نوشته “ساخت کره”

iranpack sanat bastebandi 185 korea label 2

در یکی دو سال گذشته صنعت لیبل در ایران یکی از پر سر و صدا ترین شاخه های صنعت چاپ بوده است. صنعتی که امکانات زیاد و مدرنی برای خود به هم زده و اهالی آن قرار بود نقش مهمی در خودکفایی صنعت چاپ کشور و صادرات خدمات چاپ داشته باشند.

نشست های تخصصی صنعت لیبل با حضور معروفترین متخصصان داخلی و خارجی آن قدر بزرگ و حرفه ای برگزار می شدند که به نظر می آمد یکی از موفقترین شاخه های چاپ و بسته بندی در کشور همین صنعت لیبل باشد.

اینک شاهد آن هستیم که ساده ترین و پیش پا افتاده ترین بازار لیبل هم مورد هجوم خارجی ها قرار گرفته است. به نظر می رسد بخش قابل توجهی از بازیگران صنعت لیبل در کشور ما شناخت کافی از بازار صنعت لیبل ندارند. این نقص در صنعت کارتن هم دیده می شود. اما صنعت لیبل مانند بسیاری از شاخه های مرتبط با چاپ در کشور ما بخشی از اعتماد به نفس کاذب و خودبزرگ بینی رایج در صنعت چاپ ایران را یدک می کشد.

با وجود ژست روشنفکری و سرمایه گذاریهای کلانی که در سه سال گذشته از مدعیان صنعت لیبل در ایران مشاهده شده متاسفانه کلیدی ترین بخش طرح توجیهی این صنعت یعنی ارزیابی و تعامل با بازار همواره دستخوش چالش بوده است. خرید فناوری های بالا همراه با انتظار سودآوری بالاتر بدون داشتن تخصص کافی باعث ایجاد حبابی در صنعت لیبل کشور شد که وخامت اوضاع اقتصادی بسادگی آن را ترکاند و اکنون تعداد ماشین آلات پیشرفته ای که متوقف هستند یا پایینتر از راندمان تعریف شده خود کار می کنند کم نیست. در این میان تنها کسانی موفق بودند که فقط از نام صنعت لیبل سود بردند.

حضور انواع لیبل های خارجی بدون چاپ و چاپدار در بازار ایران در کنار خواب سرمایه های سنگین صنعت لیبل کشور نشان از ضعف رهبری این صنعت دارد. ترسیم نقشه راه و کمک به اجرای آن وظیفه رهبران است. در ایران که فلسفه کار گروهی برای بسیاری قابل درک و قابل تحمل نیست، رهبری یا باید به یک نفر ختم شود که منتخب یا خودخوانده باشد و یا اگر رهبریت انفرادی هم محقق نشد بطور کلی قضیه راهبری منتفی و هر کسی به تجویز خود عمل می کند. البته در این میان بعضی گروه های رهبری هم اگر زیر ذره بین قرار بگیرند همان حالت انفرادی را دارند زیرا یک نفر شخصیت محوری دارد. بسیاری از تشکل های صنفی یا صنعتی ما این گونه هستند و تنها علاج آن اول رشد آگاهی و بعد مسئولیت پذیری است.

صنعت لیبل کشور مانند بسیاری دیگر از مظاهر مورد ادعای مدعیان مشمول ضرب المثل “آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی” است.

نمونه های تکراری و پیش رو در این گونه رفتار را مردم زیاد دیده اند و گویی این به ویژگی ما ایرانیان تبدیل شده است. کشورهای همسایه مانند ترکیه و پاکستان و دورتر مانند چین و کره و هند با کمترین امکانات بیشترین بهره وری را انجام می دهند و اغلب دارای نقشه راه روشن و قابل اجرا هستند. آنها کمتر به دنبال نمایش و جوسازی هستند و بیشتر به خروجی ماشینها و کارخانه های خود و تصرف بازار هدف فکر می کنند. هدف در اجماع تصویب می شود و راهبری هم معمولا به دست افرادی است که قدرت و صلاحیت ایجاد و حفظ وحدت را دارند و جامعه مورد بحث را به اهداف تعیین شده می رسانند.

نمونه لیبلی که در این نوشته مورد مثال قرار گرفته نتیجه یک برنامه ریزی دقیق تولید و بازاریابی است که خارج از ایران انجام شده است. نه ادعاهای مدعیان صنعت لیبل در ایران و نه نرخ ارز و نه عزم و اراده های فرمایشی حمایت از تولید ملی نتوانسته جلوی فروش این ساده ترین کالا را در بازار ایران بگیرد.

iranpack sanat bastebandi 185 korea label 1

یک احتمال ضعیف هم می تواند مطرح باشد که شبیه شوخی است. این که این کالا تولید داخلی باشد و برای ارضای حس خارجی پسندی یا تحصیل سود بیشتر به نام کشوری دیگر عرضه شده باشد. با نگاهی به سبک بسته بندی و کیفیت بالای برش برچسبها که در تولیدات برندهای داخلی لیبل (در این زمینه خاص) کمتر دیده می شود می توان گفت بعید است تولید داخل باشد. اگر باشد که باید گفت انگیزه کپی کاری نتیجه بهتری در افزایش کیفیت کالا داشته است که امیدواریم این گونه نباشد.

در نهایت امیدواریم این بار هم یک محرک بیرونی باعث هشیاری کارآفرینان داخلی شود. هم شناخت بازار و هم کیفیت ارائه و بسته بندی کالا در این لیبلها می تواند الگوی خوبی برای صنعت لیبل ما باشد.

اما براستی واردکننده یا تولیدکننده این کالا چگونه هزینه های خود را مدیریت کرده که هم کیفیت و بسته بندی خوبی برای آن تدارک دیده، هم در بازار یک تولیدکننده دیگر وارد شده و هم توانسته قیمت رقابتی ارائه داده و سود ببرد؟

 

بیشتر بخوانید . . .