iranpack-sanat-bastebandi-Trump

صدای شیپور جنگ افزایش قیمت در بازار کاغذ چاپ و تحریر و روزنامه

حمایت از تولید کننده داخلی و محصولات تولیدی آنها بدون تردید عامل رشد و شکوفایی اقتصاد کشور و متضمن آینده ای با افق اقتصادی با ثبات و استوار برپایه توانمندی های داخلی خواهد بود.

علی فرهمندی

دبیر انجمن وارد کنندگان کاغذ،مقوا و فراورده های سلولزی

حمایت از تولید کننده داخلی و محصولات تولیدی آنها بدون تردید عامل رشد و شکوفایی اقتصاد کشور و متضمن آینده ای با افق اقتصادی با ثبات و استوار برپایه توانمندی های داخلی خواهد بود.
اما در این میان سهوا! خلط موضوعی پیش می آید و حمایت از تولید کننده داخلی بعضا تمام و کمال جای خود را به “محصول ” میدهد گویی اینکه وظیفه و تعهدی بر مردم است که از آن “محصول” استفاده کنند ولو به هر قیمت و کیفیت.
حمایت بی منطق و بدون پشتوانه از “محصول” طبیعتا دستوری ، بدون برنامه و فاقد دورنمای مثبت خواهد بود. مثالهای فراوانی را در خصوص نتایج حمایت از “محصول” بجای حمایت از تولیدکننده را میتوان ذکر کرد از خودرو و چای و روغن و برنج گرفته تا…. و حال گویا نوبت،نوبت “کاغذ” است.
متاسفانه اخیرا تحت لوای حمایت از تولیدداخلی ،پیشنهاداتی در راستای افزایش تعرفه واردات کاغذ چاپ و تحریر و روزنامه بیان شده است. طرفداران این طرح بعضا با ارایه آمار و ارقامی که حتی خود به صحت و سقم آن اطمینان ندارند سعی در ایجاد تقابلی غیر منطقی و نادرست بین”واردات کاغذ” و “تولید کاغذ” در کشور دارند.
حال آنکه حمایت از تولیدکننده داخلی کاغذ راه و رسم مشخص و تعریف شده ای دارد که با ترفندی نه چندان هوشمندانه تمامی مشکلات این صنعت را برگرده واردات نهاده اند تا بتوانند به عنوان مسکنی ولو کوتاه مدت و با هزینه کرد از جیب مصرف کننده نهایی سرپوشی بگذارند بر مجموعه ضعفهای موجود و غیرقابل کتمان در صنعت کاغذ سازی کشور.
دورنمای افزایش تعرفه کاغذ که با تعجب فراوان از طرف وزارت محترم صنعت ، چیزی جز تلاطم بازار و افزایش قابل توجه قیمت نمیباشد. همین افزایش قابل پیشبینی قیمت است که پیشنهاددهندگان این طرح به آن دلبسته اند، در غیر اینصورت تاثیر مستقیم افزایش تعرفه ۱۱ درصدی ،دردی را از آنها دوا نخواهد کرد.
سیاستهای صحیح ارزی اخیر دولت محترم در خصوص حرکت بسوی ارز تک نرخی و حذف تدریجی ارز مبادلاتی برای گروه وسیعی از کالاهای وارداتی در کنار افزایش تعرفه کاغذ میتواند دست کم اثر افزایشی ۲۵ درصدی برقیمتهای فعلی کاغذ داشته باشد ،با اندک تامل و نگاه دقیق تر به موضوع و در نظر گرفتن شرایط روانی حاصله از رشد قیمت کاغذ به واسطه تعرفه و افزایش نرخ ارز میتوان آینده قیمت کاغذ وارداتی را محاسبه کرد. حاصل این افزایش قطعا از حاصل جمع افزایش نرخ تعرفه و افزایش احتمالی نرخ ارز بسیار فراتر و بیشتر است .
و این دقیقا نکته ای است که پیشنهاد دهندگان این طرح بر روی آن حساب باز کرده اند.

در خوشبینانه ترین حالت درآمد مازاد مستقیم از افزایش تعرفه (بدون در نظر گرفتن افزایش ارز و تاثیرات روانی بازار) سالانه میتواند کمتر از سه میلیون دلار درآمد ایجاد نماید ،کارخانجاتی فرسوده و دارای ماشین آلاتی مربوط به چند دهه پیش و عمدتا بدون توجیه اقتصادی در دنیای امروز و با توجه به قیمت ماشین آلات امروزی در دنیا ، و با فرض هزینه کرد تمامی درآمد حاصله برای توسعه، آیا با این رقم ها میخواهند نوسازی کنند و برهمین اساس است که نوید و وعده بهبود کیفیت میدهند ؟؟ آیا هزینه روند نامطلوب جذب سرمایه گذاری خارجی و ضعف در این حوزه را باید بدنه جامعه و خیل عظیمی از چاپخانه داران و نشریات و… پرداخت نمایند.
در جوابیه یکی از مسوولین حامی افزایش تعرفه آمده است که به دلیل برخورداری کاغذ چاپ و تحریر از معافیت پرداخت ارزش افزوده است که تولید کننده داخل توان رقابت ندارند ،حال سوال اینجاست که چرا تعرفه واردات مواد اولیه(مانند خمیر و برخی قطعات مصرفی ) این کارخانجات را حذف نمیکنند؟ و از این طریق حمایتی از آنها نمیشود ! ،پاسخ صد البته واضح و ساده است هزینه افزایش تعرفه کاغذ را بخش فرهنگ و در کل ، بدنه جامعه می پردازد و طبیعتا راه ساده تری است برای حمایت دستوری.

از یاد نبریم همانطور که پیشتر اشاره شد در این روند کماکان “محصول” حمایت میشود و نه “تولیدکننده داخلی “و درواقع این تصمیم و پیشنهاد فاقد هرگونه دورنمای استراتژیک میباشد.
حامیان افزایش تعرفه ، در بحث استفاده از کاغذ وارداتی فضا را طوری ترسیم مینمایند که گویی مصرف کننده داخلی در حوزه چاپ و نشر به دلیل عدم اطلاع کافی از کیفیت کاغذ های داخلی و یا به دلیل اغوا شدن توسط واردکنندگان و تجار کاغذ است که به مصرف کاغذ داخلی اهتمام و میلی ندارند.
بحث کیفیت و کمیت عامدانه در این فضاسازی حذف شده است ،طبق گزارشات حسابرسی شده سنوات پیشین یکی از تولید کنندگان به راحتی میتوان میانگین توان تولیدات آنها را به لحاظ کمی مورد بررسی قرار داد، بدون شعار و بدون عوام فریبی .
در مصاحبه های اخیر این نکته فراموش شده است که اصولا واردات چیست و چه زمانی صورت میپذیرد ؟ واردات وقتی صورت میپذیرد که کشور واردکننده به دلایل مختلف فاقد توجیه مناسب تولید بهینه محصول مورد نظر میباشد و یا تولیدات داخل به دلیل کیفی و کمی پاسخگوی نیاز کشور نیست و طبیعتا تفاوت عرضه و تقاضا باعث واردات میگردد.
واردات کالاهای واسطه ای –همچون کاغذ و مقوا – که توجیه اقتصادی مناسبی برای تولید در داخل ندارند(به دلیل وابستگی ارزی بالا برای ماشین آلات ،مواد اولیه و قطعات مصرفی )، نه تنها عامل بازدارنده رشد تولید ناخالص داخلی نیست ،بلکه به عقدیه کارشناسان و با مطالعه اقتصادهای درحال توسعه و توسعه یافته، تاثیر مثبت و قابل توجه ای در رشد تولید ناخالص داخلی دارد.
بهره گیری از کالای با کیفیت واسطه ای ، میتواند کیفیت محصولات نهایی را تا حد مطلوب و استاندارد بین المللی بالابرده و از این منظر باعث رشد صادرات غیرنفتی و بالتبع آن رشد پایدار تولید ناخالص داخلی گردد.
در جای دیگری در دفاع از افزایش تعرفه کاغذ آورده شده است که مانع اصلی عدم رقبت سرمایه گذار خارجی در حوزه تولید کاغذ در کشور ناشی از همین پایین بودن تعرفه واردات است ، باز هم نوک پیکان انتقاد به سمت اتخاذ راه حلی!! ساده است ،افزایش قیمت و هزینه کرد از جیب مصرف کننده. عدم تمایل سرمایه گذاری خارجی در کل و بطور خاص در صنعت تولید کاغذ تاکنون ، دلایل بسیار مهمتری دارد تا پرداختن به موضوع تعرفه واردات، سهم و حوزه تاثیر تعرفه در قیاس با سایر فاکتورهای سرمایه گذاری خارجی را میتوان بسیار ناچیز و کم اثر دانست.کافی است برای آگاهی بهتر از برخی موانع سرمایه گذاری خارجی نتایج مطالعه اخیر بلومبرگ در خصوص موانع موجود در ایران برای جذب سرمایه گذرای خارجی را مرور نمایید.
نکته دیگر اینکه ، چرا هیچوقت بررسی نمیشود که چگونه است تولید کننده خارجی میتواند محصولی را با قیمتی رقابتی و کیفیتی بالا در شرایطی تولید نماید که حتی با احتساب سود تولید کننده و فروشنده خارجی ،هزینه حمل تا بنادر ایران، سود بازرگانی و هزینه های ترخیص ، هزینه حمل در داخل و سود تجار و بعضا چندین واسطه داخلی، کماکان به لحاظ قیمت و کیفیت تهدیدی جدی برای محصولات تولیدکنندگان داخلی باشد؟؟.
پاسخ های فراوانی میتوان برای توجیه سوال اخیر آورد ،اما از واقعیت گریز نیست، بدنه سنگین کارخانجات داخلی تولید کننده کاغذ چاپ و تحریر و هزینه سربار بالا ،ماشین آلات کهنه و فرسوده و از همه مهمتر وابستگی بسیار بالا به واردات مواد اولیه و قطعات باعث میگردد هرگز نتوانند بدون ایجاد تغییرات اساسی میدان را از رقبای خارجی و بعضا بسیار جوان خود -به لحاظ سال تاسیس- بازپس گیرند. در صورت افزایش تعرفه به دلیل افزایش حاشیه سود و ایجاد جذابیت مضاعف واردات ،ضمن ورود مجدد غیرتخصصی ها به حوزه واردات کاغذ نه تنها از حجم واردات کاسته نخواهد شد بلکه بیم آن میرود که در زمینه کاغذ چاپ و نشر و روزنامه به دلیل ایجاد رقابتهای قیمتی بین واردکنندگان عمدتا غیرتخصصی ، درکنار کیفیت مطلوب کاغذ های وارداتی به نسبت کاغذهای داخلی همین اندک سهم بازار تولیدات داخلی نیز از میان برود.
افزایش تعرفه به بهانه حمایت از تولید داخل در خصوص کاغذ چاپ و تحریر و روزنامه میتواند مصداق همان “سرنا را از سر گشاد زدن ” باشد.

iranpack-paper-farahmandi-1

بیشتر بخوانید . . .